محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
677
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اختلاط با بلغم غليظ مىباشد و يا از ذوبان . و فرق ميان هر دو آن است كه : بلغمى ، بى حرارت و اشتعال مىباشد و ذوبانى ، با حرارت و اشتعال . و لهذا بول لبنى در امراض حادّه مهلك است ؛ به جهت آن كه البتّه از ذوبانست . و اجناس بياض حقيقى به اين جا به اتمام رسيد . و انواع بياض غير حقيقى - يعنى مجازى - مانند آب و آبگينه كه در آن هر دو لونى محسوس نمىگردد و اطلاق بياض بر آن مجازاً مىنمايند ، به جهت تكاثفى كه در آنها واقع مىگردد ؛ مانند جمود آب كه چون بسته گردد سفيد مىنمايد و شيشه چون شكسته شود موضع شكستهء آن سفيد نمايد ؛ به سبب تكاثف و عدم شفّافيت و يا به سبب تصغّر اجزاء ؛ مانند آن كه آب كف بر سر آورد كه به سبب تصغّر اجزاء و نفوذ هوا در خلل آن ، سفيد مىنمايد . و همچنين آبگينه را چون بسايند و اجزاء آن متصغّر گردد ، به سبب امتزاج هوا به آن سفيد نمايد . پس فى الحقيقة ، اين هر دو از خود رنگى ندارند و به سبب تكاثف و يا تصغّر سفيد مىنمايند و اطلاق بياض بر اينها به مجاز است نه به « 1 » حقيقت . و ببايد دانست كه « مُشَفّ » چيزى را نامند كه نور بصر در وى نفوذ تواند نمود و حاجب ماوراء خود نباشد و مشَفّ دو نوع است : يكى : كامل الاشفاف ، كه قطعاً مانع نفوذ نور بصر نشود - به شرط ارتفاع مانع - و نيز شعاع از آن منعكس نگردد . و اين نوع مشف عديم اللون مىباشد و محسوس به حسّ بصر نمىگردد ؛ مانند افلاك و آتش و هوا كه كواكب از ماوراى اينها مرئى مىگردند . و نيز عكس شىء در هوا نمىنمايد . و اگر شيشهء صافى خالى را محاذى آفتاب تند گذارند و پنبه را نزديك بدان گذارند ، نسوزد . و امّا اگر وسط شيشه ضخيم باشد و اطراف آن نازك و يا در جوف آن شيشه ، آب صافى باشد ، پنبه درگيرد و مشتعل شود ؛ به سبب قبول انعكاس شمس . دوم : ناقص الإشفاف ، كه به حسّ بصر محسوس گردد و شعاع « 2 » از آن منعكس گردد . و اين نوع مشفّ ، مانع نفوذ بصر و حاجب ماوراء خود نمىگردد هنگامى كه قليل الحجم
--> ( 1 ) . ب : ( به ) حذف شده . ( 2 ) . ب : بشعاع .